تاریک و دلگیر

جایی است ، پر از دیوارهایی که ازشون خون  می چکد

و چه تاریک و دلگیر است هوای قلبم

حس می کنم دارم به جایی می رسم که باید قلبم رو از توی سینه ام در بیارم روی دستام حمل کنم تا همه ببینن که من هم قلب دارم ... مرکز احساسات دارم ... منم ممکنه عاشق بشم ... منم ممکنه از بعضی چیزا خوشم نیاد ...منم ممکنه بخوام زندگی کنم ... شاید نخوام طوری که شما میخواین زندگی کنم ... دوست دارم خودم تصمیم بگیرم ... زندگی کردن که جرم نیست

امروز زده به سرم خیال باطل

"واژه ها گیره هایی هستند که اندیشه هایمان را به آنها پیوند می زنیم " هنری وارد بیچر

"All words are pegs to hang ideas on "



/ 4 نظر / 39 بازدید
پسر ایرانی

اختلاف یعنی دختری چوب کبریت های نفروخته اش را می خورد مردی خورشید را می خرد تا سیگارش را روشن کند اختلاف یعنی مردی برای اجاره خانه ، کلیه اش را می فروشد زنی برای زیبایی ، کلیه ی بدنش را عمل می کند! دنیای عجیبی شده یکی پول هایش را پارو می کند یکی اشک هایش را... آهای فلانی قهوه ات را که سر کشیدی برای فالش سر چهار راه بیا این جا کودک هایی هستند که تقدیرشان را خیلی وقت است فروخته اند ....

پسر ایرانی

سلام حدیث. خیلی از ما دوست داریم و میخوایم که به این نوشتت برسیم. تصمیم بگیریم.....زندگی کنیم... بودنمان صرفا برای پر کردن فضای پیرامونمون نباشه... واقعا لذت بردم ازین نوشته زیبا..[گل]

اشکان

سلام نمیدونم پیامام ثبت شده یا نه اگرشد بهم بگو ممنون[گل]

خیال رفتن...

سلام ! شما همیشه وقتی به سرتون میزنه ( البته با عرض پوزش ) انقدر قشنگ مینویسین؟ سربلند باشید.