به نام خداوندی که مهربانی را به قلبم هدیه داد

به نام خداوندی که همین الان اگر لحظه ای چشمانم را ببندم قلبم را پر از حضورش میکند که سرریزش از ذهنم همانند جوهری روی برگه سپید دفتر زندگی ام می پاشد . . .

HADIS

/ 6 نظر / 17 بازدید
حامد

لایکه لااایک !!!!!!موفق باشید

پسر ایرانی

بچه که بودیم، دل درد را به یک زبان ناله میکردیم، همه میفهمیدند !! عجیب است.. بزرگ که شدیم ، درد دل را به صد زبان میگوییم، کسی نمیفهمد..!

نگين

گفتم خدایا... از همه دلگیرم گفت:حتی از من؟ گفتم خدایا دلم را ربودند گفت:پیش ازمن؟ گفتم خدایا چقدر دوری گفت : تو یا من؟ گفتم خدایا تنهاترینم گفت:پس من!! گفتم خدایا :دوستت دارم گفت بیش از من؟ گفتم خدایا اینقدر نگو من گفت من توام و توام تکه ای از وجود من

کاغذ سپید

سلام

من و بارون و تنهایی

سلام خوبی؟ ممنون که سر زدی بهم فاصله یا تو چه فرقی می کند ؟ هر دو مرا یاد یک چیز می اندازد …تنهایی …!

النا

اگه قابل دونستی بیا وبلاگم.از بیشتر متنهات خوشم اومد.ممنون میشم