یه دوست پسرم نداریم که ...


ﯾﻪ ﺩﻭﺳﺖ ﭘﺴﺮ ﻧﺪﺍﺭﻳﻢ ...سوال
.
.
.
.
.
ﺩﺭ ﻋﻮﺽ ﺧﻄﻢ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺷﺎﺭﮊ ﺩﺍﺭﻩ ... به من زنگ بزن
ﻓﻜﺮ ﻭ ﺧﻴﺎﻝ ﻧﺪﺍﺭﻡ سوال متفکر
ﻏﻢ ﻭ ﻏﺼﻪ ﻧﺪﺍﺭﻡ ... ناراحت گریه
ﺑﻪ ﺑﺎﺑﺎﻡ ﺩﺭﻭﻍ ﻧﻤﻴﮕﻢ  دروغگوخواب
ﻫﻤﻪ ﻱ ﺑﺴﺘﻨی ﻣﻮ ﺧﻮﺩﻡ ﻣﻴﺨﻮﺭﻡدلقک نیشخند
ﺩﻏﺪﻏﻪ ﻛﺎﺩﻭی ﻭﻟﻨﺘﺎﻳﻨﻢ ﻧﺪﺍﺭﻡقلب
ﮐﺴی ﻫﻢ ﻧﯿﺴﺖ ﺑﺎ ﺍﺣﺴﺎﺳﺎﺗﻢ ﺑﺎﺯﯼ ﮐﻨﻪ ،یولابرو
 ﻗﻟﺒﻤﻮ ﺑﺸﮑﻮﻧﻪدل شکسته
ﺁﺧﺮﺷﻢ ﺑﻬﻢ ﺧﯿﺎﻧﺖ ﮐﻨﻪ ...تعجب
ﻭ ﻫﺰﺍﺭﺍﻥ ﺟﻮﺍﯾﺰ ﻧﻘﺪﯼ ﺩﯾﮕﺮ 
ﻭﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍﯼ ﭼﻘﺪﺭ ﻣﻦ ﺧﻮﺷﺒﺨﺘــــــــــﻢ ;خنده
ﺗﺎﺣﺎﻻ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺯﺍﻭﯾﻪ ﺑﻪ ﺯﻧﺪﮔـــــــــﯽ ﻧﮕﺎﻩ ﻧﮑﺮﺩﻩ ﺑـــــــــﻮﺩﻡ بغل
ﻣﻦ ﺑﺮﻡ ﻳﻜﻢ ﻭﺭﺯﺵ ﮐﻨﻢهیپنوتیزم
/ 5 نظر / 12 بازدید
یونس شجاعی

سلام هنوزم با حال و شیطنت می نویسی . نوشته هاتو دوس دارم . سری به ما نمیزنی ؟

یونس شجاعی

داغ داريم نه داغـی كه بر آن اخم كنيم مرگمان باد اگر شكوه ای از زخم كنيم مرد آن است كه از نسل سياوش باشد "عاشقی شيوه‌ی رندان بلا كش باشد " چند قرن است كه زخمی متوالی دارند از كويــر آمده‌ها بغض سفالـــــــی دارند بنويسيد گلــــو هــــای شما راه بهشت بنويسيد مرا شهر مرا خشت به خشت بنويسيد زنـی مُرد كــــه زنبيل نداشت پسری زير زمين بود و پدر بيل نداشت بنويسيد كه با عطر وضو آوردند نعش دلدار مرا لای پتــو آوردند زلفها گرچه پر از خاک و لبش گرچه كبود "دوش مــی‌آمد و رخساره بر افروخته بود خوب داند كه به اين سينه چه ها می گذرد هر كه از كوچه ی معشوقه ما می گذرد بنويسيد غـــم و خشت و تگرگ آمده بود از در و پنجره‌ ها ضجـــه‌ی مرگ آمده بود شهر آنقدر پريشان شده بود از تاريخ شاه قاجار بـــه دلداری ارگ آمده بود با دلی پر شده از زخـــم نمک می‌خورديم دوش وقت سحر از غصه ترک می‌خورديم بنويسيد كـــه بم مظهر گمنامی ‌هاست سرزمين نفس زخمی بسطامی‌هاست ننويسيد كـــه بـــم تلـــی از آواره شده است بم به خال لب يک دوست گرفتار شده است مثل وقتی كه دل چلچله‌ای می‌شكند مرد هـــم زير غــــم زلزله‌ای می‌شكند زير بارِ غــم شهرم جگ

مهنا

مر30عزیز عالی بوددمت جیز

پویا

سلام جالب بود . بابت اطلاعات زندگی در امریکا ممنون اطلاعات خوبی دریافت کردم سپاس