آزادم ولی

یکی بیاد و  آزادی رو برای من تعبیر کنه ... 

اینجا ایران است 

من،

دختری از این خاکم

با تمام آزادی ام 

احساس اسارت میکنم

تو،

تو بیا و قضاوت کن

بیا، تفسیر کن آزادی ام را

اینجا ایران است

جایی که حتی مکان امنی نمی توان یافت

چون

آزادی ...

آزادیِ اسارت 

چه تعبیری دارد ...

شاید بتوان آن را در میان مردمانی که نجابت را بلعیده اند؛ برای لحظه ای عشق بازی، یافت

شاید تعبیر آزادی ،کمی برای این مردمان گرسنه سخت باشد

فروغ عزیزم چقدر زیبا نوشتی ،وصف زن بودنم را در میانه این مرداب ...

سهراب جان،گفته بودی به سراغت اگر می آیند نرم و آهسته بیایند ...

وه که چه خوش بین بودی ... من از مردم این شهر نخواستم اما حتی پای کوبان هم به سراغم نمی آیند ...

باز بگویم 

ای آزادی ...تو را همچو بلبل چهچه خان در قفس دل می پرورانم تا تو ، آنی شوی که آنان خواهند .

بیدرنگ ،ذهن خسته ام را بر صفحه مجازی روزگار پیاده کردم 

مرا به باد سُخره نگیر ای دوست

که هر چه گفته ام برای اوست

HADIS

/ 3 نظر / 11 بازدید
حامد

اگه از ذهن خودته آفرین

مهدی نعیمی

یک سرباز خسته از پیکارم با صفاک زمان , دست من خسته ودل در راه زمان , قبر من نیست جای زبیجای زمان , مرا به اعماق بردی ای هم سخن . جگرم به هوا افتاد ,...

سرباز

آزادی به خودی خود واژه ی قشنگی ست! ولی منظورتون از آزادی چیه؟ آخه همجنس بازی هم یه نوع آزادیه ولی کرامت انسان رو میبره زیر سوال! انشالله آزاد باشید! آزاد از دنیا... یعنی زندگی برای خدا