کوچه تنهایی ام

کوچه ی تنهایی ام به بن بست رسیده

راهی نمانده دیگر

به خیالم کسی مرا صدا میزند

سرم را بالا گرفتم

و او را دیدم

خودش بود

با نردبانی از عشق

صدایم می زند

تردید تمام وجودم را به مانند طنابی از جنس دلواپسی بسته است

دستی نیاز است و دلی

دل با من ؛دستانت را برای رهایی نیاز دارم .

HADIS



/ 1 نظر / 19 بازدید

دل ز بستان "خیال " او ببویی خرم است مرغ زندانی تماشا برنتابد بیش از این سلام ! چطورین خوبین؟ خوب مینویسی. من که دوستشون دارم... بازهم مواظب خودتون باشین داداش!