یکی بیاد و  آزادی رو برای من تعبیر کنه ... 

اینجا ایران است 

من،

دختری از این خاکم

با تمام آزادی ام 

احساس اسارت میکنم

تو،

تو بیا و قضاوت کن

بیا، تفسیر کن آزادی ام را

اینجا ایران است

جایی که حتی مکان امنی نمی توان یافت

چون

آزادی ...

آزادیِ اسارت 

چه تعبیری دارد ...

شاید بتوان آن را در میان مردمانی که نجابت را بلعیده اند؛ برای لحظه ای عشق بازی، یافت

شاید تعبیر آزادی ،کمی برای این مردمان گرسنه سخت باشد

فروغ عزیزم چقدر زیبا نوشتی ،وصف زن بودنم را در میانه این مرداب ...

سهراب جان،گفته بودی به سراغت اگر می آیند نرم و آهسته بیایند ...

وه که چه خوش بین بودی ... من از مردم این شهر نخواستم اما حتی پای کوبان هم به سراغم نمی آیند ...

باز بگویم 

ای آزادی ...تو را همچو بلبل چهچه خان در قفس دل می پرورانم تا تو ، آنی شوی که آنان خواهند .

بیدرنگ ،ذهن خسته ام را بر صفحه مجازی روزگار پیاده کردم 

مرا به باد سُخره نگیر ای دوست

که هر چه گفته ام برای اوست

HADIS