داستان موفقیت یک رستوران

در سال ۱۹۸۴ در ونکور کانادا عده ای از معلمان مدرسه، رستوران معمولی را که ورشکست شده بود خریداری کردند. این رستوران در زیرزمینی در کنار یک دانشگاه بزرگ واقع شده بود.این معلمان پول کافی نداشتند تا رستوران را تعمیر و بازسازی کنند. آنها با تمیز کردن محل، و حداقل امکانات، رستوران را راه اندازی کردند. در کنار این رستوران، رستورانهای بزرگ و معروفی وجود داشتند که رقابت با آنان کار آسانی نبود. این رستوران تنها در یک صورت می توانست به موفقیت دست یابد و آنهم داشتن ایده ای کاملاً نو و متفاوت بود تا مشتریان را به آنجا سراریز کند.معلمان وقتی دیدند که با غذای بهتر نمی توانند رقابت کنند، ایده بسیار جالب بکار گرفتند. آنها شروع به جمع آوری ۸۰ نوع نوشابه از کشورهای مختلف کردند و سپس تابلوی بزرگی در رستوران نصب کردند که روی آن نوشته شده بود دور دنیا با ۸۰ نوشابه مختلف. آنها دفترچه ای مانند گذرنامه درست کردند و هنگامی که میهمانان نوشیدنی کشور خاصی را سفارش می دادند، در گذرنامه آنها، مهر آن کشور اضافه می شد.افرادی که ۴۰ نوع مختلف نوشیدنی را آزموده بودند، یک لیوان بسیار زیبا هدیه می گرفتند. وافرادی که تمامی ۸۰ نوشابه را سفارش داده بودند، یک تیشرت مخصوص هدیه می گرفتند و همچنین عکسشان بر روی دیوار رستوران نصب می شد.آنها خبرنامه ای درست کردند که فقط در رستوران توزیع می شد. غذای آنها همبرگر و سیب زمینی سرخ کرده بود. وقتی فردی وارد رستوران می شد با استقبال گرم کارکنان روبه رو می شد. آنجا یک رستوران بود، ولی نقطه قوت آنها غذا ها نبود بلکه نوشیدنی های متنوع بود. مدیران رستوران هر روز بین میهمانان حاضر شده و خود را معرفی کرده و نظرات مشتریان را جویا شدند.یکی از دلایل مهم موفقیت رستوران نزدیکی آن به دانشگاه بود.با اینکه غالب دانشجویان پول کافی برای خرید نوشابه های گران قیمت نداشتند، ولی جذابیت تجربه نوشابه های جدید باعث شده بود که بسیاری از آنها با جمع آوری پول هایشان و صرفه جویی در موارد دیگر به این رستوران مراجعه کنند.با رشد سریع این رستوران بانک های زیادی علاقمند به دادن وام شدند تا شعبات جدیدی افتتاح شوند. در مدت کوتاهی ۶ شعبه جدید راه اندازی شد.در اینجا بود که صاحب رستوران اشتباهاتی را انجام دادند. شعبات جدید بسیار شیک تر و تجملی تر بودند، ولی هیچکدام از آنها در نزدیکی دانشگاه واقع نبود پس آنها شروع به تبلیغ در گرانترین برنامه های رادیویی کردند.آنها منوی خود را متنوع تر نمودند، حتی غذاهایی با ادویه های خاص به منو اضافه کردند. ولی پس از مدتی کیفیت غذاها کاهش یافت و دلیل آن شلوغی رستوران و مشغله زیاد مدیران بود. آنها شروع به استفاده از پنیرهای ارزانتر کردند تا سودشان بیشتر شود پس از مدتی تعداد نوشابه ها کاهش یافت بطور ی که نیمی از انواع نوشابه های منو، موجود نبود. آنها چاپ گذرنامه را متوقف کردند. بر تعداد مشتریان ناراضی افزوده شد ولی مدیران وقت نداشتند که به انتقادات آنان گوش کنند پس از مدتی این رستوران ورشکست شده و تعطیل شدند.

درسهایی که می آموزیم:

۱- همواره به مشتریان نزدیک بمانید. زمان کافی اختصاص دهید تا نظرات مشتریان در مورد غذا و کیفیت خدمات ارائه شده جویا شوید، با برگزاری نظرسنجی، به نقاط قوت وضعف خود از دید مشتری پی ببرید. نرمی برینکر یک رستوران موفق، هر روز به عنوان ناشناس به پارکینگ رستوران می رفت و از میهمانانی که در حال خروج بودند، نظراتشان را می پرسید.او حتی به رستورانهای رقیبان مراجعه می کرد و نظرات میهمانان را جویا می شد. اگر رستورانی جمع آوری نظرات میهمانان را متوقف کند، احتمال شکست خود را چندین برابر کرده است.

۲- اگر کیفیت غذا و خدمات پایین باشد، تمامی روشهای بازاریابی دنیا هم نخواهد توانست مشتریان همیشگی ایجاد کنند. سود اصلی رستوران ها در مشتریان ثابت آنهاست. پس سعی کنید برای هر مشتری تجربه لذت بخشی بیافرینید تا او را وادار به مراجعات بیشتر کنید.

۳- عوامل موفقیت خود را بشناسید و آنها را هیچگاه متوقف نکنید.پیروزی، شما را شکست ناپذیر نخواهد ساخت. پیروزی باید شما را هوشیارتر سازد. اگر ایده را پیاده سازی می کنید و پاسخ مناسبی می گیرید آن ایده را به راحتی کنار نگذارید همواره در حال آزمایش ایده های جدید و ارزان باشید.